تبليغاتX
لحظه ها را درياب
امسال براي نخستين بار نمايشگاه بين‌المللي كتاب ابوظبي از آمدن ناشران ايراني و لبناني كه آثار شيعه را عرضه مي‌كنند، ممانعت به عمل آورد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين نمايشگاه كه قرار است در هشتم فروردين ماه افتتاح شود، اعلام كرده است كه ناشران مزبور حق ورود به نمايشگاه كتاب را ندارد.

با توجه به اين‌كه سال‌هاي گذشته اين نمايشگاه هيچ‌گونه سانسوري براي كتابهاي شيعه نداشت به نظر مي‌رسد كه نوعي سخت‌گيري نسبت به شيعه در اين كشور آغاز شده است. اين حركت برخلاف وعده هايي است كه كشورهاي حوزه خليج فارس براي آزاد گذاشتن فعاليت‌هاي فرهنگي و مذاهب مختلف اسلامي داده‌اند.

شيعه سهم عمده‌اي در اين كشورها داشته و دارد و اين محروم كردن، تأثيري جز نااميد كردن شيعيان از اصلاحات ندارد.

به نظر مي‌رسد، سفارت ايران در اين كشور بايد در اين باره پيگيري كرده و زمينه مشاركت ناشران ايراني را فراهم كند.

اين در حالي است كه در نمايشگاه كتاب ايران ده‌ها ناشر سني مشاركت داشته و كتاب‌هاي خود را عرضه مي‌كنند.

برگرفته از سايت بازتاب

نوشته شده توسط AAJ  | لینک ثابت |

مرا درد و مرا درمان حسين(ع) اســت                مـرا اول مـــــــرا پايان حسين(ع) است
دل هر کـس به ايماني سرشتـــــه                    مرا هم دين و هم ايمان حسين(ع) است
همه عالم به اذن حق تعالــــــــــي                    چو عبدي سر به فرمان حسين(ع) است
بهشت و جنت و فردوس اعــــــلاء                      همه معلــــــــــول پيمان حسين(ع) است
براي هر دلي جانان و جانـــــــــــي                    مرا هم جان و هم جانان حسين(ع) است
عقول جن و انس و هم ملائــــــک                  به حقِ حق که حيران حسين(ع) است
چو خواهم روضه ي رضوان به فردا                   که من را روضه ي رضوان حسين(ع) است
چرا عالم ز جانش نـــــــــــاله دارد                   مگر او هم پريشان حسين(ع) است
اگر خواهي ز حال عبد مســــــکين                خوشا حالش که مهمان حسين(ع) است

نوشته شده توسط AAJ  | لینک ثابت |

سندي ديگر بر مظلوميت جمعه 5 اسفند1384 9:18

 

نوشته شده توسط AAJ  | لینک ثابت |

جايگاه غدير در شكل گيري تاريخ شيعه تا چه ميزان موثر بوده است؟


غدير هسته مرکزي معتقدات شيعه در چهارچوب اعتقادش به اسلام است. در واقع اصل اسلام، توحيد و نبوت و معاد است اما اينها در دايره ولايت مفهوم مي‌يابد و اين ولايت هم متکاي اصليش حديث غدير است. در اسلام ولايت، معتقدات ديني و فرايض عملي در چهارچوب اعتقاد به ولايت الهي و پس از آن ولايت نبي و وصي مفهوم اصلي خود را دارد. البته عبادت ديگر انسانها هم عبادت است. شکل عالي و ايده آل آن همين است که عرض کردم. شيعه و در رأس آنها در سرخط تاريخ تشيع، عمار و سلمان و ابوذر و مقداد دنبال همين حديث غدير بودند و ولايت خويش را با امام علي‌(ع) استوار کردند. در همين تاريخ طبري هست که به جز عامه مردم که در وقت خلافت امام با آن حضرت بيعت کردند دسته‌اي بر اساس «ولايت» و اين که ما بر اين اصل که با دوستان تو دوست و با دشمنان تو دشمن باشيم بيعت مي‌کنيم. شرطة الخميس اصحاب نزديک و ولايي حضرت بودند. تشيع از اين جا آغاز شد. اشعار اصحاب امام علي‌(ع) در صفين مبتني بر کلمه وصايت است. آنان علي را وصي رسول خدا(ص) مي‌دانستند. بسياري از آنان حديث غدير را در اشعار خود که برابر امام مي‌خواندند درج مي‌کردند. اصلا امام علي در اولين وقت ورود به کوفه در مسجد کوفه مردم را جمع کرد و فرمود هر کس که در حادثه غدير بوده است برخيزد و شهادت دهد که گروه زيادي برخاسته شهادت دادند. تشيع از همين جا آغاز شد و بعد ادامه يافت.

لینک خبر از سایت بازتاب

نوشته شده توسط AAJ  | لینک ثابت |

عده‌اي معتقدند ديدگاه اهل سنت به دموكراسي نزديكتر است و مباني شيعه با دموكراسي فاصله بيشتري دارد و پايه استدلالات خود را واقعه غدير مي‌دانند.نظر شما در اين باره چيست؟

بسيار روشن است که شيعه، به نص و تصريح از ناحيه خداوند بر امامت علي‌بن‌ابيطالب‌(ع) اعتقاد دارد و به همين دليل هم خداوند، تعيين ابراهيم را به عنوان امام به خود نسبت داد و فرمود: «اني جاعلک للناس اماما». بحث بر سر اين است که به لحاظ مباني عقلي، امامي که خداوند نصب کند، به يقين لايق‌تر و شايسته‌تر از امامي است که از راه‌هايي مثل انتخاب مردم تعيين شود. اين مسئله يک مبناي عقلي و عقلايي دارد و هيچ قابل ترديد نيست.

ابن‌سينا هم در بخش الهيات شفا، تصريح مي‌کند که هر عاقلي مي‌داند که تا وقتي خداوند امام را تعيين کند نوبت به مردم نمي‌رسد. اما اگر وضعيت به گونه‌اي بود که امام منصوص و منصوب غايب بود، نوبت به تعيين امام از راه‌هاي ديگر مي‌رسد. در اينجا هم بحث ولايت فقيه مطرح است که بر اساس چهارچوبه‌اي که در حکومت ديني به عنوان مردم سالاري ديني تعريف شده است نوعي تلفيق بين نوعي نص با نوعي انتخاب قابل قبول است.

 

يک فرض سوم هم هست و آن اين‌که اگر شرايطي بود که احتمال روي کار آمدن ولي فقيه نبود، به هر دليل، در آن صورت، راه انتخاب توسط مردم هموار مي‌شود. براي مثال اگر در عراق امروز امکان آن نبود که نظام ولايت فقيه باشد، مطمئنا به لحاظ شرعي اجازه داده مي‌شود که اين انتخاب توسط مؤمنين صورت پذيرد. تازه همين که مرجعيت شيعه بپذيرد خودش به معناي مشروعيت آن است. اما اين که نظريه اهل سنت با دمکراسي به معناي معمول آن در غرب نزديک باشد بايد عرض کنم آنچه که اهل سنت در متون قديم در باب شرايط خليفه گفته‌اند، شرايطي نيست که چندان قابل تطبيق با نظامات دمکراسي جديد باشد. براي همين است که هزار سال دستگاه خلافت عباسي و عثماني به صورت ارثي و در واقع نظام سلطنتي بوده کسي هم در آن ترديد نکرده است. الان هم در بسياري از کشورهاي سني، همان نظام سلطنتي هست کسي هم آن را مخالف با عقيده اهل سنت نمي‌داند. به علاوه که بسياري از تئوريسين‌هاي اهل سنت يکي از شرايط خلافت را اجتهاد مي‌دانند که از برخي جهات نزديک به نظريه شيعه است.

لینک خبر از سایت بازتاب

نوشته شده توسط AAJ  | لینک ثابت |