تبليغاتX
لحظه ها را درياب
تحریفات مدرن عاشورا(4) سه شنبه 8 فروردین1385 8:52

این آخرین بخش از سخنرانی حجه الاسلام میرباقری (استاد حوزه) است که تحت عنوان تحریفات مدرن عاشورا خدمتتان تقدیم می کنم:

دو نمونه تحریف دیگر هم وجود دارد. یک تحریف این است که روشن است که ما الان در تعامل با دنیا هستیم. دنیای کنونی دنیایی است که همه فرهنگها با هم تعامل دارند. ما چگونه بین فرهنگها و عاشورا تعامل ایجاد کنیم. در دنیای گسترش ارتباطات که دائماً هم در حال توسعه است ما هرگز نمی توانیم ارتباط فرهنگها و تعامل را قطع کنیم. اما چگونه بین فرهنگ عاشورا و فرهنگ سکولار تعامل ایجاد کنیم؟ درست است که فرهنگ سکولار در دنیای معاصر یک واقعیت است، ولی عاشورا هم یک واقعیت است. چگونه بین این دو واقعیت تعامل ایجاد کنیم. به سه طریق می توان بین این دو واقعیت تعامل برقرار کرد:

یک نوع تعامل این است که بگویید در این تعامل بیایید فرهنگ عاشورا را با فرهنگ سکولار آشتی دهید یعنی جریان سکولاریست جهانگیر شود و جریان عاشورا در آن منحل بشود. این همان چیزی است که بوش دنبال می کند. بوش می گوید فرهنگ حاکم بر جهان باید فرهنگ لیبرال دموکراسی و ارزشهای آمریکایی باشد. بدترین نوع تحریف این است که ما به اسم تعامل بین فرهنگ عاشورا به عنوان یک واقعیت و فرهنگ سکولار به عنوان یک واقعیت آشتی بدهیم. مگر بین دنیا پرستی و خدا پرستی آشتی برقرار می شود؟

دوم اینکه دو جهان را موازی تفسیر کنیم و کاری به کار هم دیگر نداشته باشیم، و بگوییم یک فرهنگ عاشورا که طرفداران خودش را دارد، یکی هم فرهنگ لیبرال دموکراسی، این چیزی نیست که در دنیای ارتباطات تحمل بشود، شما هم بگویید، دشمن تحمل نمی کند، چون می داند در دنیای ارتباطات جهانی شدن جز بر محور یک فرهنگ ممکن نیست. بقیه فرهنگ ها باید خورده فرهنگ باشند، فرهنگ تابع باشند. دو تا فرهنگ، دو تا متغیر از هم جدا که با جهانی سازی نمی سازد. این تخیّل است.

سومین تلقی این است که ما به دنبال جهانی سازی فرهنگ عاشورا، یعنی فرهنگ عبادت، فرهنگ فداکاری برای گسترش کلمه توحید باشیم، فرهنگ فداکاری برای ارتقا وجدان اخلاقی بشر و همه ساختارهای زندگی بشر باشیم؛ به طوری که همه زندگی بشر، آهنگ و بوی خدا داشته باشد. «حتی تکون اعمالی و اورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا »این هم تحلیل سوم است. اما چگونه در گذار به یک جامعه جهانی، بر محور فرهنگ عاشورا با فرهنگ سکولار تعامل کنیم که فرهنگ سکولار را در فرهنگ عاشورا منحل کنیم. دیگر نمی شود بگویید تحلیل عاشورا در گذار به دنیای سکولار؛ بلکه باید بگوییم تحلیل جریان سکولاریست در گذار به دنیای عاشورایی. جهانی سازی بر محور فرهنگ عاشورا. البته در تعامل با فرهنگ های معاصر، تعامل باید به گونه ای باشد که شیب به سمت منحل شدن آن فرهنگ ها در فرهنگ اسلام داشته باشد.

لذا دومین تحریف این است که وقتی می خواهیم بین فرهنگ عاشورا و فرهنگ سکولار تعامل برقرار کنیم روشهای تغییر حسی، نظیر قبض و بسط و سایر گرایشهای موجود در هرمنوتیک را در تفسیر فرهنگ عاشورا بیاوریم و بر اساس روشهای هرمنوتیکی عاشورا را تفسیر کنیم. یعنی بیاییم عاشورا را در تعامل با فرهنگ دنیا پرستی و مادی تفسیر کنیم.

اما تفسیر سوم، تفسیر عرفانی نمودن از حادثه عاشورا است. بله، عمیق ترین لایه عاشورا، لایه عرفانی و لایه عبودیت و فداکاری حضرت سید الشهدا به حضرت حق است؛ همه اینها صحیح هست. اما این حادثه عرفانی از یک زاویه دیگر یک اقدام اصلاحی و اثر گذار بر تاریخ است. می خواهد کل امت را در تاریخ اصلاح کند « لطلب اصلاح فی امت جدی ».

لذا می آیند و می گویند این درگیری بین بنی هاشم و بنی امیه است ودوره اش گذشته، عاشورا را کنار بگذارید، لعن را کنار بگذارید و... ! این چه نوع تفسیری است. اثر گذاری یک حادثه ای که محور کلمة توحید در عالم است و شعار پرچمداران امام زمان « یا لثارات الحسین » است، این را تبدیل کنیم به یک حادثه محدود که مال دورة بنی امیه است و تمام شده است. این تحریف عاشوراست، محدود کردن دامنه اثر گذاری عاشورا از نظر تاریخی است، در حالیکه این حادثه، حادثه ای تاریخ ساز است.

باش تا صبح دولتش بدمد. شما که ساده اید، رضاخان ها، دیگران، متوکل ها تلاش می کردند این موج را خاموش کنند و هر چه آب روی این آتش ریختند شعله ورتر می شد. شما «یریدون لیطفئوا نور ا... بافواههم و ا... متم نوره ». خیال می کنند که نور خدا را با فوت و با دهان می شود خاموش کرد. این بیان خداست، خدا می خواهد این چراغ را روشن کند و هر روز هم روشن تر می کند. شما می خواهید این کانون عبادت، یکی از اصلی ترین بندگی های خدا و عمیق ترین عبادتهای تاریخی را تفسیر مادی کنید و بگوئید سیدالشّهدا برای نفسانیات می جنگید، می جنگید که دموکراسی اقامه بشود، می خواست نفس پرستی را مدرن کند!؟

نوشته شده توسط AAJ  | لینک ثابت |

تحرفات مدرن عاشورا(3) جمعه 4 فروردین1385 13:13

تحریف مدرنی که اخیراً دارد از عاشورا می شود اینست که می خواهند به قول خودشان عاشورا را در دوره گذار از دینداری به سکولار تفسیر کنند! یعنی به نظرشان می آید جامعه جهانی دارد به سمت سکولاریسم حرکت می کند، حالا در این حرکت عمومی عاشورا را چگونه تفسیر کنند که هماهنگ با جامعه جهانی شده و بر سر راه سکولاریسم و مدرنیسم مانع تراشی نکند و با گذار به سکولاریسم بسازد؟ بنابر این نتیجه، تحریفات مدرن دیگری اتفاق می افتد. تحریفی که می خواهد عاشورا را بازسازی کرده و منطق سازی کند، یعنی می خواهد جریان هیبرنتیک را هم در تفسیر عاشورا بیاورد و عاشورا را حسی تفسیر کند؛ به گونه ای که با گذار به سکولار، گذار به دنیای سکولار و جامعه جهانی سکولار سازگار باشد، یعنی چگونه فرهنگ سازی حول عاشورا کنیم که مزاحم جهانی سازی مدرنیسم و لیبرال دموکراسی نشود ؟ این بزرگترین تحریف پیرامون عاشورا است که در اینجا به بررسی چند مورد از آن می پردازیم.

یک نمونه از این تحریفات این است که شما بیایید این حقیقت قدسی را که یک اقدام ملکوتی و در عین حال زمینی است، یعنی اثر گذار بر فرآیند جامعه جهانی است و دنبال اصلاح جامعه است -« خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی »- اینها را بر محور مفاهیم مدرن تفسیر کنید. یعنی اصلاحاتی را که حضرت دنبال می کردند همان مفاهیم اصلاحاتی تلقی کنیم که لیبرال دموکراسی پیشنهاد می کند.

اولین پیشنهاد لیبرال دموکراسی اصلاح ساختار سیاسی بر محور امانیسم و انسان مداری است که عاشورا هرگز بر این محور شکل نگرفت. اصلاحاتی را که لیبرال دموکراسی دنبال می کند دارای چند ویژگیست: 1) فراگیر است، شما دیده اید اصلاحاتی که امروز دنبال می کنند و در جامعه جهانی دنبال توسعه جهانی هستند، اصلاحاتی که در مقیاس جهانی تولید می کنند، فراگیر است و می خواهند همه جامعه جهانی را دستخوش تغییر و تحول کنند.    2) همه جانبه است، ناظر به نظام سیاسی و فرهنگی یا اقتصادی نیست. می خواهد همه ابعاد جامعه را دستخوش تحول هماهنگ کند، بقول خودشان توسعه جامع. 3) اصلاحات را می خواهند از اعماق جامعه ایجاد کنند. می گویند می خواهند عمیق ترین لایه های فرهنگی جامعه را دستخوش تحول کنند که شالوده های این بنا آنجا گذاشته می شود. این اصلاحات عمیق است، فراگیر است، همه جانبه است، تاریخی است، توسعه جامعه پایدار است و بر یک محور واحد است، محور لیبرال دموکراسی. آنها یک چنین اصلاحاتی را تعبیر و دنبال می کنند.

اما اصلاحاتی که سید الشهدا (ارواح العالمین له الفداء) دنبال می کردند دقیقاً در مقابل این بوده است. اقدام اصلاحی حضرت دارای چند ویژگیست: 1) اصلاحی است تاریخی. حضرت هرگز دنبال دولت مستعجل سال 61 در کوفه نبودند، دنبال یک حکومت تاریخی در مقیاس جامعه جهانی بودند. 2 ) بسیار عمیق می اندیشیدند. ایشان نمی خواستند پایه های حکومتشان را روی دوش انسانهایی بگذارند که دنیا پرستند، انسانهای دنیاپرست تحمل بار حکومت حق را ندارند. این حکومت پایه هایش بر قلوب انسانهایی هست که خانة قلبشان مسجد است. حضرت خوب می فهمیدند که نقطه قرار حکومت دینی ارواح انسانهاست و باید اعماق روح انسانها را دستخوش تحول کنیم. بنابراین حضرت نگاهشان به اعماق تاریخ است. 3)توجه به اعماق وجود انسانها و جامعه انسانیست. ایشان  می خواهند از عمیق ترین لایه ها، نفسانیات انسان را تغییر دهند و خدا خواهی را در باطن انسان به جای خود خواهی بنشانند. یعنی به جای انسان مداری، انسان را خدا مدار کنند؛ نه اینکه به انسان خودمدار بگویند خدا را بپرست. حضرت می خواهند مدار وجود انسان را تغییر دهند و تا این تغییر نکند توحید اقامه نمی شود. مشکل اصلی انبیاء این بود که می خواستند این تحول از عمیق ترین لایه های فطرت انسان و وجود انسان اتفاق بیفتد و بعدها شکوفا شود. بنابراین اصلاحات حضرت یک اصلاحات همه جانبه، فراگیر، تاریخی، عمیق و اثرگذار بود. این طور نیست که حضرت بگویند من می خواهم انسانها را در درون شخصی خودشان متحول کنم اما در روابط اجتماعی شان بت بپرستند، نفس پرست باشند. حضرت می خواهند ساختارها را به هم بزنند. هم می خواهند اعماق وجود انسانها را تغییر دهند و هم همه ابعاد جامعه را با هم بر محور توحید دگرگون کنند هم نگاهشان نگاه تاریخی است. عجله ای ندارند، یعنی شالوده ها عصر ظهور را پایه گذاری می کنند.

حال شما بیایید چنین اقدام اصلاحی اثر گذار را که بر محور فرهنگ توحید هست، بر محور آموزهای لیبرالیسم و لیبرال دموکراسی تفسیر کنید و بگویید حضرت دنبال اصلاح بود. اما اصلاح این است که حکومت مشروع شود.

تحریفی را که وارد کرده اند این است که می گویند عاشورا را در گذار سکولاریسم تفسیر کنیم،کما این که انتظار را عرض کردم مصادره کردند. می گویند انتظار یعنی افق آینده روشن؛ طی یک اصلاحات تدریجی خود بشر عقلانیتش رشد می کند و به جامعه لیبرالی می رسد، لیبرالیسم جهانی شده و دموکراسی فراگیر می شود، این تفسیر از انتظار تحریف انتظار به نفع لیبرالیسم و لیبرال دموکراسی است. به جای این که انسان را در فرآیند کلمه توحید فعال کند، در فرآیند تمدن مادی فعال می کند. عاشورا را هم می خواهند دستخوش همین تحریف کنند.  می گوید امام حسین قیام کرد چون حکومت یزید مشروع نبود، چرا؟ چون حکومتی مشروع است که ناشی از رأی مردم باشد، چه امام حسین باشد چه یزید! اگر امام حسین (ع)مردمی نبود مشروع نیست، اگر یزید مردمی بود مشروع است! می گوید چون حکومت دموکراسی نبود، سلطنتِ موروثی بود، نه انتخابی که مردم به پادشاه رأی دهند؛ امام با این مبارزه می کرد. آیا واقعاً مبارزه امام حسین با سلطنت بود؟ آیا می خواست سلطنت را به دموکراسی تبدیل کند؟ این بدترین نوع تحریف است.

این تحریف، تحریف مدرن است. یعنی مفهوم عاشورا را  به مفهوم لیبرال دموکراسی مصادره کردن. اصلاً امام حسین قیام کرد چون حکومت یزید حکومتی موروثی بود، از این تحریف بدتر دیگر نمی شود. می گویند قیام عاشورا این است که برای اقامه دموکراسی بجنگیم و امام حسین برای اقامه دموکراسی می جنگید! آیا امام حسین برای اقامه کلمه توحید می جنگید یا دموکراسی؟

این خون را ما بریزیم تا دموکراسی برپا شود، چه تحریفی بدتر از این. سخیف تر از این در باب امام حسین صحبت نکرده اند. این خلاف همه مفاهیمی است که از عاشورا باقی مانده است. امام حسین درباره قیام خود بسیار سخن گفته اند. آیا یک جا عدم مشروعیت یزید را به این بر می گرداند که چون سلطنت موروثی است یا چون دمکراسی نیست؟ یا می گویند یزید فاسق است، فاجر است، شارب الخمر است، چنین است، چنان است. می گویند از محیط بندگی خدا خارج شده است. حکومتش حکومت الهی نیست، نه اینکه دمکراسی نیست. البته من نمی خواهم بگویم مردم نباید حضور داشته باشند این غلط است.لذا آنها می خواهد مفهوم عاشورا را به نفع دموکراسی تحریف کنند. آنها واقعاً معنی کلمه توحید را نمی فهمند.

 

نوشته شده توسط AAJ  | لینک ثابت |

تحریفات مدرن عاشورا(2) سه شنبه 1 فروردین1385 17:59

به عنوان نمونه یکی از مفاهیم اثر گذاری که  در فرهنگ اسلام بوده و همیشه هم تلاش می شده به نحوی تحریف شود و در فرهنگ همه ادیان الهی نیز بوده است، فرهنگ انتظار است که یک روح امیدواری در بشر ایجاد می کند . لذا سعی کردند در طول تاریخ دائماً آنرا تحریف کنند. مثلاً مفهوم انتظار را اینطور تفسیر کردند که پدیده  عصر ظهور پدیده ای است که در آن یک جهش تاریخی اتفاق می افتد و این جهش بوسیله فرد فوق العاده ای که از نظر مذهب تشیع وجود مقدس امام عصر( ارواحنا فداه) است و سایر ادیان هم به نحوی او را معرفی کرده اند، اتفاق می افتد که در این جهش تاریخی کلمه توحید فراگیر و جهانگیر می شود. بعد آمده اند تحریف کرده اند وگفته اند هیچ رسالتی بر عهده ی ما نیست. این یک جهشی است که در تاریخ بشر بر محور یک ابرمرد الهی و ملکوتی، اتفاق می افتد، ما هیچ رسالتی نداریم و باید منتظر باشیم و سکوت کنیم ببینیم چه اتفاق میافتد !!!. این یک نوع تحریف است.

در کنار این نوع تحریف که یک نوع تحریف سنتی و بدیهی است، دقیقاًٌ یک تحریف مدرن داریم که می گوید : جامعه ی بشری به سمت یک نقطه ی روشنی حرکت می کند. این حرکت اوّلاً یک حرکت تدریجی است و هیچ جهشی در آن نیست و ثانیاً حرکتی است که خود انسان ها آن را می سازند، این طور نیست که یک انسان الهی و یک ولی الهی محور شکل گیری حادثه باشد، این هم یک نوع تحریف است. یعنی دقیقاً مفهوم انتظار را به یک مفهوم کاملاً زمینی و خاکی تبدیل میکند. بعد هم آن چیزی را که بناست تحقق پیدا نماید در نهایت به گونه ای تفسیر می کند که مثلاً در یک نظام لیبرالی تطبیق می کند.

این هم نوعی تحریف از مفهوم انتظار است. این تحریف در دنیای معاصر اثرگذاری اش بیشتر و خطرناک تر است، یعنی مفهوم انتظار را در سکولار تفسیر کردن و پیوند بین این مفهوم مقدس دینی و حیات سکولار برقرارکردن. به گونه ای که این انتظار یک جهش معنوی به سمت اصل ظهور دیگر ایجاد نمی کند. تلقی انسان در این فرهنگِ جدید از انتظار این است که جریان انتظار، همین شیب اصلاحاتی است که به سمت مدرنیسم و لیبرال  دموکراسی در حال جریان است. در واقع جامعة موعود انبیا همان جامعه ی لیبرال دموکراسی است.

نسبت به واقعه ی عاشورا هم دقیقاً همین اتفاق افتاده است. یعنی تحریفها از قدیم هم وجود داشته است. از قدیم هم بعضی تحریف ها خرد اند و بعضی تحریف ها بسیار اساسی اند.

از جمله تحریفاتی که اتفاق افتاده - که ما خیلی آن را درشت می کنیم که در جای خود هم خیلی مهم است - این تحریف است که عده ای که احیاناً دوست هم بوده اند، آن جایی که می خواسته اند این حقیقت قدسی و ماورائی را مثلاً در قالب یک حماسه تحلیل کنند گاهی دچار مبالغه شده اند، مبالغه های صوری، چون نمی توانسته اند باطن عظیم این حادثه را تبیین بکنند، ناچار به مبالغات صوری کشیده شده اند. فرض کنید تعداد لشکر را افزایش داده اند، زمان حادثه ی عاشورا را افزایش داده اند و امثال این گونه تحریف ها. این قبیل مبالغات غلط است و نباید اتفاق بیفتد.

ولی واقعاً این تحریفها درمقابل تحریفهای بزرگ، تحریفهای مهمی نیستند، تحریفهای مهم، تحریفاتی هستند که در طول تاریخ، برای فروکاستن از اثر بخشی این حادثه صورت گرفته است.

به دلیل این که اثر گذاری حادثه عاشورا بر فرآیند جامعه ی جهانی کاملاً مشهود شده و دوست و دشمن فهمیده اند که امواج این حادثه دارد به یک موج فرهنگ جهانی در مقابل فرهنگ مدرن تبدیل می شود. اگر صحبت از جنگ بین تمدن ها، یعنی تمدن اسلام و تمدن غرب، یعنی تمدن اسلامی و تمدن مدرن، به عنوان محوری ترین این جنگ هاست، در کانون این تمدن، اسلام انقلابی و اسلام شیعی است. این را دوست و دشمن می دانند.شما حرف های هانتیگتون را که که تئوری پرداز این جنگ است، کاملا مشهود است، اسلام انقلابی و رادیکال و به تعبیر خودشان بنیادگرا را مبدأ این درگیری می دانند و نقطه کانونی جوشش فرهنگ اثر گذاری بر حیات بشر عاشوراست. این که در همایش چند سال قبل یهود گفته شد که شیعه دو نقطه ی اصلی اتکا دارد عاشورا و انتظار و ما باید این دو تا را در فرهنگ تشیع و جامعة جهانی تغییر بدهیم. علامت این است که دشمن دقیقاً به اثر گذاری این حادثه و فرهنگ سازی این حادثه توجه پیدا کرده و دیده این از یک حادثة شخصی و قدسی تبدیل شده به یک حادثه اثرگذار در فرآیندهای سیاسیِ جهانی و امواجش جامعة جهانی را تحت تاثیر قرار داده و به اصطلاح جهانی سازی را با خطر جدی مواجه کرده است. یعنی تبدیل شده به رقیب جهانی سازی مادی. خب باید با این چه کرد ؟ این بسیار مهم است.

ادامه دارد...

نوشته شده توسط AAJ  | لینک ثابت |

تحریفات مدرن عاشورا (١) یکشنبه 28 اسفند1384 15:55
متن زیر سخنرانی حجه الاسلام میرباقری در مورد تحریفات مدرن عاشورا است که در چند بخش خدمتتان ارائه می شود:

بخش اول

هدف همة  آموزه های قدسی ادیان و حوادث بزرگی که  بر پیرامون آن ها از طریق انبیا و اوصیای آن ها و مؤمنان اتفاق افتاده این بوده که زندگی دنیایی انسان، اعم از زندگی شخصی و اجتماعی او را تحت تأثیر قرار دهند و آهنگ این زندگی را به سمت پرستش خدای متعال و عبودیت و بندگی هدایت کنند. به گونه ای که تمام زندگی بشر یک آهنگ بیشتر نداشته و آن هم آهنگ توحید و پرستش خدای متعال باشد. تمام مفاهیم قدسی که در باطن دین و یا ظاهر دین در صورت شریعت تجلی کرده اند و تمام درگیری های انبیای الهی بر این امر بوده که همه ی زندگی بشر بر محور حقایق قدسی و بر محور عبادت و بندگی خدای متعال شکل بگیرد

طبیعتاً در این دنیا دستگاه باطل هم با خط و جریان قدسی سازی زندگی بشر یک درگیری تاریخی مستمر و همه جانبه داشته و یکی از جبهه هایی که در این درگیری گشوده جبهه ی "تحریف کلمة حق و کلمه ی توحید و راه انبیا" است که اشکال مختلفی دارد و از نظر اثر گذاری هم متفاوت هستند.

تحریفاتی که نسبت به کل مفاهیم و آموزه ها و حوادث قدسی اتفاق افتاده است متفاوت هستند. در عین اینکه به همه این تحریفات توجه داشته و هیچ یک از آنها را از نظر دور نمیداریم، نباید همه اینها را یکسان مورد توجه قرار دهیم و تحریفات اصلی و اثرگذارتر را نباید هرگز همسان با تحریف های ساده و عادی مورد توجه و دقت قرار دهیم.

به عنوان نمونه در دنیای معاصر خودمان چیزی که در مورد این تحریف ها ی متفاوت اتفاق افتاده، همین ادیان مشابه یا فرقه های جزئی هستند که در درون  دنیای اسلام یا مسیحیت یا امثال آنها شکل گرفته یا ساخته شده اند. به بیان دیگر همان دین پردازی و آیین سازی.

ولی آن جبهة اصلی که مقابل ما است، اینها نیست. جبهه ی اصلی، جبهه ی مدرنیسم است که از طریق محیط سازی، مجاری حسی انسان ها را تغییر می دهد ، فرهنگ اجتماعی درست می کند و بستر را برای تغییر باورها و ارزش های اجتماعی و فرهنگی درست می کند.حقیقتاً کدام یک از این دو اثر گذارترند که ما باید در خط مقدم مورد توجه قرار دهیم ؟ ما اگر بخواهیم به یک تمدن فراگیر دینی بر محور توحید برسیم، باید در مقابل این جبهة فراگیر که برنامه ی جهانی تاریخی دارد و دنبال ایجاد یک جامعه جهانی واحد بر محور لیبرال دموکراسی است، طرح و برنامه داشته باشیم.

تحریفاتی که نسبت به دین و این حقیقت قدسی به شکل مدرن اتفاق افتاده و در گذشته هم بوده- به خصوص در سر آغاز رنسانس-  برای اینکه زندگی بشر را زمینی و خاکی کنند این است که دین را امری شخصی و فردی و مربوط به حوزه ی خصوصی زندگی انسان تفسیر کردند و این خود نوعی تحریف دین بود. این تحریفات کم کم به تفسیرجدید از دین در قالب روانشناسی دین منتهی شد که دین را به عنوان امری زاییده ماده تفسیر نمودند . یا تفسیرهای مختلفی که کم کم دین را زائیدة واژگونگی اوضاع اقتصاد معرفی کردند، دین شد پدیده ای که ناشی از جهالت بشر است،.ناشی از آشفتگی های روانی و اضطراب ها و ترس های درونی بشر در مقابل خطرات طبیعی و امثال این ها است. این نوع تحریفات که دین را اول به یک امر قدسی شخصی و بعد به یک امر خاکی تبدیل کند، تحریف های مدرن است. در تاریخ چنین تحریف هایی سابقه ندارد.

نوشته شده توسط AAJ  | لینک ثابت |