به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، اين خبرگزاري آمريكايي مينويسيد: در حالي كه استاد، مشغول سخنراني براي دانشجويان رشته حقوق بود، دانشجويان مشغول بازي پوكر بودند، اما اينگونه به نظر ميرسيد كه آنان مشغول نتبرداري از گفتههاي استاد در لپتاپهايشان هستند، حال آنكه آنان با استفاده از سيستم شبكهاي دانشگاه، مشغول پوكر بازي كردن بودند.
اين سناريو در كلاسهاي امروزه دانشگاهها، سناريوي غيرمعمولي نيست و بسياري از مقامات دانشگاهها، خواستار توقف آن هستند، البته با ممنوعيت لپتاپها. همچنين اين حركت باعث ايجاد سروصداي زيادي در دانشگاه «منفيس» شد؛ جايي كه دكتر «جون انتمن» در اعتراض به لپتاپها و اينكه كلاسها را به كلاسهاي تندنويسي تبديل كرده و اين كار مانع اداره كلاسهاست، دانشگاه را ترك گفت. دانشجويان در اعتراض، شكايتي را به مقامات قضائي آمريكا ارائه دادند، هرچند آنان اين شكايت را رد كردند.
دو سال پيش نيز دكتر «چارلز مدني» در دانشگاه پنسيلوانيا آوردن لپتاپها را بر سر كلاسهايش ممنوع كرده بود.
اين ممنوعيتها باعث ايجاد كشمكشهاي زيادي شده كه حتي در مواردي، تحريم كلاسها توسط دانشجويان را هم به دنبال داشت.
سال گذشته، يكي از اساتيد براي مقايسه تفاوت يادگيري دانشجويان در اين دو مورد به طور آزمايشي اين كار را انجام داد؛ نتيجه: لپتاپها را ممنوع كنيد.
«كارن يد»، دانشجوي 23 ساله حقوق جزا ميگويد: ممنوعيت لپتاپ در يكي از كلاسهاي سال گذشتهاش غيرضروري بوده و تنها احتمال شرمنده شدن دانشجو در برابر پرسش استادش، بهترين دليل براي توجه كردن به درس است.
برخي دانشجويان هم حواسپرتي خود با ممنوعيت لپتاپها را چندان درست نميدانند، چراكه جدول به راحتي جايگزين آن ميشود و همچنان حواسشان را پرت ميكند.
«رايان مككنزي»، دانشجوي سال سوم حقوق جزا نيز ميگويد: بيشتر دانستههاي دانشجويان به خاطر بحثهاي خارج از كلاس است و حواسپرتيهاي سر كلاس چيزي را عايد آنان نميكند.
«پل انگل كينگ»، استاد شيمي دانشگاه «اورگون» نيز ميگويد: وقتي فهميدم دانشجويان به جاي انجام كارهاي كلاسي مشغول قمار با كامپيوترهايشان هستند، جا خوردم.
او ادامه ميدهد: امروزه حتي دانشجوياني كه واقعا به يادداشتبرداري ميپردازند، در اين كشمكش اجتماعي به جك اساتيد تبديل شدهاند.
يكي از اساتيد ميگويد: بايد با اعلام جرم و مجازات در اين مورد، با اين شيوه مقابله كرد.
انگل كينگ ميگويد: من نميتوانم سر كلاس، نقش يك پليس بامهارت را بازي كنم، چراكه به اندازه كافي در كلاس كار دارم.
به نقل از سایت بازتاب
بعضی وقتھا انسان آرزو ھای کوچکی دارہ و برخی اوقات آرزوھای بزرگ.
از قدیم گفتہ اند کہ خداوند دعاھای کوچک بندگان کوچک خود را رو زودتر بر آوردہ می کنہ!
از خیلی وقت پیش خیلی دلم می خواست یک لپ تاپ داشتہ باشم. و شاید در این اواخر بہ حد جنون رسیدہ بودم. یعنی ھمہ چیز را با داشتن لپتاپ مقایسہ می کردم. قیمت ھا رو با قیمت لپ تاپ مقایسہ می کردم. اگہ آگھی توی روزنامہ یا مجلہ ای می دیدم، بسیار با شوق و ذوق اون رو مي خوندم. البتہ قسمت عمدہ این علاقہ با صحبت کردن در مورد لپ تاپ با دوستان ابراز می شد و دانستن نظر آنھا و احیاناً پیشنھاد ھا برای خرید یک مارک و یا مدل خاص و یا بیان عیوب از برخی از برخی دیگر.
بہ ھرحال خداوند از خزانہ «من حیث لایحتسب» خود، این توفیق رو نصیب من کرد تا بتوانم در نھایت یک لپ تاپ را ابتیاع کنم و این مطالب اولین مطالبی است کہ در این لپ تاپ می نویسم. اگرچہ نسبت بہ مبلغی کہ بابت اون پرداختم، مناسب بہ نظر می آید یعنی از چند فرد خبرہ در این مورد صحبت کردم و آنھا تصدیق کردند، ولی راستش خودم کمی نگرانم کہ نتونم زیاد با این کنار بیام. برای اینکہ ھنوز با اون انس نگرفتم، و نحوہ تایپ با این کی بورد کمی منو اذیت می کنہ، در ضمن وزنش ھم کمی زیادتر از حد یک «لپ تاپ» بہ نظر میاد. بہ ھر حال حمل اون بہ این طرف و آن طرف، لذت ھمراھی و ھمسفری رو از من گرفتہ.
فعلاً باھاش می سازم تا بعد.

